الشيخ محمد الصادقي الطهراني
38
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى)
ذلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ » تأكيد صريح بر اين حرمت دارد ، حُرِّمَلا يَنْكِحُ در آيه شريفه هر دو فرمودهى خداست و هر دو مكمّل و مؤكِّد يكديگرند . به علاوه در آيه نوعى سنخيت در ازدواج را نيز بيان مىدارد كه بهطور قطع شخص عفيف ، هيچ سنخيتى با شخص زناكار ندارد ، و بالاخره لفظِ « حُرِّمَ و ذالك » مذكّر است ، مرجعش نكاح است و نه زنا كه مؤنّث مىباشد . مطلب ديگراين كه از باب نهى از منكرِ عملى نيز ، چنان ازدواجى نابرابر و نابسامان است ، در صورتى كه شرطِ پاكى در ازدواج در اين آيه شريفه مورد حكم و در آيات ديگر نيز مورد تأكيد مىباشد . مانند آيه 24 و 25 سوره نساء : « وَالُمحْصَناتُ مِنَ النِّساءِ الَّا مامَلَكَتْ ايْمانُكُمْ . . . ( 24 ) وَ مَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا انْ يَنْكِحَ الُمحْصَناتِ الْمُوْمِناتِ . . . » ( 25 ) و آيه پنجم سورهى مائده و آياتى ديگر ، احصان و پاكدامنى زن و مرد را شرط اصلى حلّيت در ازدواج مىداند . البته احصان و پاكدامنى هم برمبناى ظاهر است كه تا ناپاكى هر يك از آنها ثابت نشده باشد ، هر دو پاكدامن محسوب مىشوند . در آيه سوّم سورهى نور ، فقط ازدواج زن مسلمان با مشرك به دليل آيه 221 بقره نسخ شده است : « وَ لا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ وَ لَأَمَةٌ مُومِنَةٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ وَ لَوْ اعْجَبْتُكُمْ وَ لا تُنْكِحُوا الْمُشْرِكينَ حَتَّى يُؤمِنوا وَ لَعَبْدٌ مُومِنٌ خَيْرٌ مِنْ مشرك » با زنان مشرك ازدواج نكنيد تا اين كه ايمان آورند ، و قطعاً كنيزى مؤمن از زنى مشرك بهتر است گرچه او شما را به شگفتى آورد و به مردان مشرك زن مؤمن را به زناشويى ندهيد تا هنگامى كه ايمان آورند و همواره بندهاى زرخريد مؤمن از مردى مشرك بهتر است . اين آيهى مدنى آيهى قبلى را كه مكّى است ، در بُعد اختلاف شرك و اسلام نسخ كرده است ولى حرمت حكم ازوداج عفيف با ناپاك ، همچنان به قوّت خود باقى است . در آيهى پنجم سورهى مائده نيز ازدواج زناكاران را با يكديگر تحريم نموده است . پس منحيثالمجموع مىبينيم كه قرآن بهگونهاى شايسته خود را تفسير ، تأكيد و تصديق يا حتى نسخ مىنمايد ؛ يعنى تنها مقامى كه مىتواند حكمى قرآنى را تأكيد يا